ازت خسته شدم ولی تو تنها کسی هستی که دارم بی تو هیچ کاری نمیتونم بکنم، آخه عاااشقتم وقت ناراحتی هم جایی رو جز آغوش تو ندارم اگه بگم دارم میرم، قبل از این که یه قدم از من دور شی دلتنگت میشم به من میخندی، اما من اشکهامو پاک میکنم و فراموش میکنم که تحقیرم کردی و بهت میگم که هیچ خدشه ای نمیتونی به این عشق وارد کنی راضی میشم و به انتظار شنیدن کمترین واژه های عاشقونه میمونم میشنوم، آروم میشم و فراموش میکنم که با چه سختی در نبودت سر میکردم با تو و عشقم به تو صبورم چیزی در دست ندارم، اما احساس میکنی که عاشقتم و اگر ساکت بودم از یه روز زندگی در کنارت محروم نمیشدم من جایی جز آغوش تو نمیتونم زندگی کنم چرا همه دنیا در پی اثباته اینه که من مهم نیستم و حرف حرف توئه و وقتی با توام حرف دیگه نمیمونه و وقتی کنارت هستم مثل یه تصویرم و همین هم کافیه همه زندگی و اعتبارمو گذاشتم تا تو راضی باشی و همه دلخوشیم این بود که حتی یه بار به اشتباه منو عشق من خطاب میکنی منی که به خاطر راضی کردن تو همه آدما رو از دست دادم

نظرات شما عزیزان:
|